شرح عملیات
به روایت از هاشم بندار : قبل از عملیات بعنوان بی سیم چی مسئول خط بودم. طبق معمول هر لشکری را تقسیم می کنند که سه تیپ تشکیل دادند و من بی سیم چی یکی از تیپها بودم. برادر انجیدنی که در عملیات خیبر به اسارت درآمد، مسئول ما بود. یک شب قبل از عملیات به من گفت: بی سیم ها را تحویل بگیر و داخل جیپ بگذار که انشاءا... به همین زودیها حرکت می کنیم! و من هم که بی سیم چی ایشان بودم، یک بی سیم نو و آکبند تحویل گرفته و داخل جیپ گذاشتم و بعد از محکم کردن جای آن، کمی استراحت نمودم.صبح زود ساعت پنج، آقای انجیدنی گفت: وسایل و تجهیزات خود را بردار! بی سیم هم که در ماشین است تا حرکت کنیم و به قرارگاه تاکتیکی برویم. من و ایشان و دستیاری که داشتند سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم به طرف تپه های شنی محور فکه که سمت چپ جبهه شرهانی بود و پشت تپه های سبز که قرارگاه تاکتیکی ما بود، مستقر شدیم.کلیه برادران آنجا آماده بودند، مسئولین گردانها و نیروهایشان از یک هفته پیش از دیدگاه محورها را مشاهده می کردند و کاملا توجیه بودند. شب با رمز یا ا... یا ا... آغازگر عملیات والفجر مقدماتی شدیم که رزمندگان اسلام به خاطر رسیدن به اهدافشان حرکت کردند.
ثبت دیدگاه