خواب و رویای شهید
به روایت از بتول طرزقی : رجب برایم تعریف می کرد که بعضی اوقات با خود می گفتم چرا تعدادی از بچه ها می توانند امام زمان(عج) را ببینند و من نمی توانم ایشان را ملاقات کنم در یکی از شب ها بعد از خواندن دعا و مناجات به خواب رفتم در عالم خواب گفتند که قرار است امام زمان(عج) تشریف بیاورند و من چشم به پرده که مانند پرده ی سینما بود دوخته بودم و منتظر دیدن آن حضرت شدم و با خود می گفتم خدا بالاخره مرا به آرزویم رساند که ناگهان نوری بر روی پرده افتاد و تمامی آن منطقه را روشن کرد بعد از چند لحظه نور محو شد و چهره ی مبارک امام خمینی(ره) بر پرده ظاهر شد از خواب بیدار شدم و از آن لحظه بیش از پیش پی به حقانیت امام و راه امام، بردم.
ثبت دیدگاه