امر به معروف و نهی از منکر
به روایت از لیلا کارکن : به خاطر دارم یک روز محمد علی با چند تن از دوستان هم سن و سال خودش به شهر رفتند. در شهر بچه ها در حین بازی بودند و همانطور که بازی می کردند به روی ماشینها خط می انداختند. محمد علی از کار آنها خیلی ناراحت شد و گفت: چرا به روی ماشین های مردم خط می اندازید. این کار شما اصلا درست نیست ولی آنها به حرفش گوش ندادند و محمد علی تنها به روستا برگشت.
ثبت دیدگاه