شناسه: 131860

خواب و رویای شهید

به روایت از محمدحسین زرنگ : به خاطر دارم یک شب به همراه محمد علی در مسجد بستان خوابیده بودیم. ساعت حدود 2 شب بود که محمد علی از خواب بیدار شد و مرا بوسید. من تعجب کردم و گفتم: چه شده است؟ گفت: من الآن خواب شما می دیدم که شهید شده ای و در یک باغ بسیار بزرگ و زیبا در حال قدم زدن هستید. شما باید ما را شفاعت کنی. در همان شب بود که برای عملیات به طرف خط مقدم حرکت کردیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه