خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از فاطمه سلطان اعتمادی : به یاد دارم زمانیکه همسرم محمد علی به شهادت رسید یک شب خواب دیدم که به همراه شهید سوار بر یک هواپیما هستیم و هدایت هواپیما نیز بر عهده ی خود شهید است. بر فراز یک باغ بزرگ در حرکت بودیم که من به ایشان گفتم: چرا در زیر شاخه درختان حرکت نمی کنی؟ او گفت: به خاطر اینکه بتوانی از هر نوع میوه ای که دوست داری بخوری خوشه انگوری را از شاخه یک درخت کندم و خوردم در انتهای باغ ساختمانی را مشاهده کردم، پرسیدم آن ساختمان مال ماست گفت: بله و کارگران در آن مشغول کار هستند گفتیم برویم و خدا قوتی به آنها بگوییم در همین زمان بود که از خواب بلند شدم.
ثبت دیدگاه