لحظه و نحوه شهادت
به روایت از فاطمه سلطان اعتمادی : یکی از همرزمان همسرم محمد علی به نام آقای حمامی نقل کرد که: من و شهید براتی در منطقه بستان و چزابه بودیم که به مکان تخریب شده ایی رسیدیم که در همان لحظه خمپاره ای از سوی دشمن شلیک شد و به همان سنگر تخریب شده اصابت کرد. پس از اینکه بلند شدم دیدم دریایی از خون از درون سنگر می جوشد. وقتی که نگاه کردم خون براتی و دیگر نیروها بود. در همان جا بود که محمد علی به فیض عظیم شهادت نائل گشت و به همراه نیروها مراسم عزاداری و سینه زنی را در آنجا برگزار کردیم.
ثبت دیدگاه