حرمت والدین
به روایت از غلامعلی علیزاده : همیشه موقع رفتن به جبهه مقداری پول به او می دادم و همیشه شاد و خندان می شد ولی دفعه آخر که می خواست به جبهه برود هر کاری کردم پول قبول نکرد و به من گفت پدر جان من دیگر پول نیاز ندارم اما به هر ترتیبی بود پانصد تومان به وی دادم و گفت بخاطر اینکه ناراحت نشوید پول را قبول می کنم هنگامی که جنازه اش را آوردخ بودند همان پانصد تومان که به ایشان داده بودم همراهش بود.
ثبت دیدگاه