شناسه: 132552

تولد و کودکی

به روایت از معصومه ترکی عصمت آباد :به خاطر دارم در زمان کودکی فرزندم، غلامرضا به مریضی سختی گرفتار شده بود و بعد از چند روز مریضی ایشان سخت تر شد طوری که هر کس او را می دید می گفت: زنده نمی ماند او را پیش دکتری در مشهد بردیم ولی نتوانست او را معالجه کند. پیش هر دکتر دیگری هم می بردیمش نمی توانستند مریضی او را تشخیص دهند و همه از او قطع امید کرده بودند. خلاصه او را به حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام بردم و به پنجره ی فولادی دخیلش کردم و دست به دامان امام رضا علیه السلام شدم. و بعد از دو روز فرزندم غلامرضا شفا پیدا کرد و حالش کاملا خوب شد و قسمتش این بود که زنده بماند و به جبهه برود و از کشور و اسلام و ناموسش دفاع کند و به درجه ی رفیع شهادت نائل گردد. و به آرزویش برسد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه