شناسه: 132557

تولد و کوئکی

به روایت از حسن سامانی : زمانی که فرزندم غلامرضا کوچک بود به مریضی سختی گرفتار شد وقتی او را پیش دکتر بردیم. گفت: ایشان خوب نمی شود و قطع امید کرده بود. پیش هر دکتر دیگری که می بردیم می گفت: دیگر زنده نمی ماند و می میرد. ایشان را به حرم مطهر حضرت امام رضا (ع) بردیم و دخیلش کردیم بعد از دو روز امام رضا (ع) ایشان را شفا داد و خوب شد. و از مرگ نجات پیدا کرد. وقتی دوباره پیش دکتر بردیمش، دکتر گفت: حالا که امام رضا (ع) لطف کرده و پسرتان را از مرگ رهایی ساخته است خیلی مواظب او باشید. وقتی ایشان به شهادت رسید، فهمیدم که در آن زمان زنده ماند و قسمتش این بود که به جبهه برود و به در آنجا به درجه رفیع شهادت نائل گردد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه