تسليم بودن در برابر پروردگار
راوی شمس الدین اورجی: فرزندم یک بار به مرخصی آمده بود تعریف می کرد : در همه حال و همه جا نگهدار خداوند است . یک شب داخل سنگر بودیم خوابم نمی برد پیرمرد سیدی که همراه من بود گفت بیا دعای توسل بخوانیم شاید حجم آتش توپخانه دشمن کم شود . خوابمان ببرد در حال خواندن دعا بودیم که ناگهان گلوله ای باعث تخریب سنگر ما شد چون بیدار بودیم سروصدا نمودیم برادران به کمک ما آمدند و ما را نجات دادند اگر همان شب دعا نمی خواندیم و خوابیده بودیم در زیر آوار سنگر جان داده بودیم .
ثبت دیدگاه