شناسه: 132881

عشق به جهاد 1÷

مهرین دخت محمدزاده : هفده سال بیشتر سن نداشت که درس را رها کرد و به جبهه اعزام شد درآنجا سه ماه ماند واینطورکه همرزمش برای ما گفت: برای وضو گرفتن ازسنگرخارج شده بود که دراثرآتشی که با خمپاره ایجاد شده بود دست وصورتش می سوزد او را به بیمارستان اهواز انتقال می دهند و از آنجا بعد از کمی بهبودی به مشهد می آورند ولی به خانه نمی آید تا ما دلواپس نشویم می رود خانه خواهرش ویک هفته درآنجا می ماند بعد ازاینکه کمی بهترمی شود به جبهه برمی گردد وساکش را درخانه خواهرش می گذارد وقتی خواهرش ساک اورا به خانه ما می آورد من خیلی نگران او بودم به همین خاطربا پدرش به اهوازرفتیم ازآنجا گفتند: رفته به خط وپدرش یک نامه گرفت ورفت اورا اورد وبه خانه برگشتیم چند وقت اینجا نگهش داشتیم تا اینکه خوب شد و دوباره به جبهه رفت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه