شناسه: 133209

آخرین وداع با خانواده

به روایت از عصمت اکبری : یادم هست زمانی که پدرم خواست به جبهه برود خیلی ناراحت بود و با آن که کوچک بودم ولی یک چیزهایی به خاطر دارم. ایشان مرا بغل کرد و داخل قطار برد و آن را به من نشان داد و گفت: مراقب خودت باش و برادر و خواهر و همچنین مادرت را اذیت نکن و مرا پیاده کرد و به مادرم داد و خودش سوار قطار شد و رفت. و بعد از چهل و پنج روز خبر شهادتش را آوردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه