عشق به ولایت
به روایت از زهرا پارسیان : یکی از دوستان همسرم محمود برایم نقل می کرد یک روز که به همراه ایشان به تظاهرات رفته بودیم یک درجه داری بود که از امام و انقلاب بد می گفت و حرف های زشتی می زد. ایشان بسیار عصبانی شد و با آن درجه دار درگیر شد و یک مشت به زیر چشماش می زند و چشمش سیاه می شود.
ثبت دیدگاه