خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید 3
به روایت از مریم اکبری : مادرم برایم تعریف می کرد یک شب پدرت در خواب دیده است که یک سید و آقای نورانی به ایشان یک پرچم قرمز رنگ داده است و به ایشان گفته است که شما فرمانده ی این چهل نفر هستید و باید به جبهه بروید. و بعد از این که از خواب بیدار می شود به مادرم گفته که من باید فردا بروم و برای رفتن به جبهه ثبت نام کنم.
ثبت دیدگاه