خاطرات شناسه: 133679 ۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۱:۲۱ 0 دیدگاه عشق شهادت خرین بارى که مىخواست به جبهه برود من به او گفتم: برادر انشاء ا... به سلامت بروى و برگردى او گفت: این سرى که بروم انشاءا... با جعبه برمىگردم.
ثبت دیدگاه