خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از حسن اسماعیل زاده : بعد از شهادت فرزند عزیزم یکی از همرزمانش به نام حاج شیخ ذبیح اله سعدالدینی که امام جماعت است تعریف می کرد، من با فرزند شما در یک چادر بودیم بعد از اتمام دعای ندبه به من گفت: من از شما تقاضایی دارم و آن این که بیایید با من برویم حمام تا من خودم را خوب بشویم و شما غسل شهادت کنید مرا تا من آماده رفتن بشوم. گفتم پسر جان این چه حرفی است که می زنی . گفت: من خواب دیده ام که شهید می شوم و امشب میهمان امام حسین علیه السلام هستم اصرار کرد که با او به گرمابه برویم در آن جا او حالت عجیبی داشت بسیار نورانی و متین بود او دعا می خواند و غسل می کرد با خودم گفتم آقا شیخ ببین یک جوان هفده ساله چقدر پیشرفت کرده بعد از غسل کردن او قرآن می خواند و سر و رویش را مرتب می کرد و موهایش را شانه کرد و رفت عملیات در همان شب ایشان شهید شد بوسیله ی سه تیر که به سر و قلب او اصابت کرده بود به شهادت رسید. یادش گرامی باد.
ثبت دیدگاه