دقت در حلال و حرام
راوی سید محسن احمدی: یاده هست یک شب که مسعود به دعای کمیل رفته بود تا آخرهای شب به خانه نیامد وقتی به خانه برگشت علت دیر کردنش را که پرسیدم گفت: یک بنده ی خدا اشتباها کفش های مرا پوشیده بود و من بدون کفش ماندم مجبور شدم تا آخر مجلس بمانم و همه که رفتند هر کفشی که ماند همان را بردارم و به خانه بیایم، من به او گفتم شما کفش هایت را تازه تهیه کرده بودی شما هم یک جفت کفش نو بر می داشتی و می آمدی ولی ایشان جواب داد که من می توانستم این کار را انجام دهم ولی در آخرت چگونه پاسخ این کار را می دادم.
ثبت دیدگاه