کرامات شهداء بعداز شهادت
من از دوران جوانى قبلا به بیمارى سنگ کلیه بودم و این مریضى خیلى رنجم مىداد تا اینکه در سال 1365 که مهدى به مرخصى آمده بود بعد از اینکه مىخواستند به جبهه برگردند براى بدرقهاش از کاشمر به مشهد آمدم و تا پاى قطار همراهش رفتم و آنها به همراه دیگر رزمندگان رفتند و ما هم برگشتیم و دقیقاً از زمانیکه من فرزند شهیدم، مهدى را بدرقه کردم و برگشتم تا همکنون دیگر کلیهام حتى براى یک بار هم درد نگرفته و شفا پیدا کردم با وجودیکه قبلاً از شدت درد کلیه آرزوى مرگ را مىکردم و براى مرگم لحظه شمارى مىکردم و فکر مى کنم با اخلاص بى نهایتى که مهدى در جبهه مخصوصاً در واحد تخریب پیدا کرده بود دعایى براى سلامتى ام کرده بود که من شفا پیدا کردم.
ثبت دیدگاه