شناسه: 135058

فکاهي وقايع خنده دار

راوی سعید آرین: یک شب برادرانم علی و حمید وقتی در بسیج بودند مشغول گشت بودند. یکی دو نفر از بچه ها ی مسجد نقشه می ریزند تا آنها را اذیت کنند و خودشان را به شکل افغانی ها در آورند و علی و سعید و دوست دیگرشان را می ترسانند. این گروه گشتی فقط یک اسلحه همراه داشتند که آنها می خواستند اسلحه را از آنها بگیرند که یکی از بچه ها شلیک میکند و به دوست علی اصابت می کند وقتی متوجه می شوند که دوست خودشان است سریعا او را به بیمارستان انتقال می دهند و خوشبختانه مشکل خاصی پیش نمی آید و ایشان سلامتی خودش رابدست می آورد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه