شناسه: 135124

فکاهي شوخ طبعي

راوی احمد بهرامی؛ شب عملیات کربلای پنج بود که قصد داشتیم یک پل بنام پل خین را تصرف کنیم در آن لحظه ما پنج نفر بودیم که شهید آذرنیوا هم با ما بود در آن موقع تصرف آن پل هم خیلی مهم بود منتظر شدیم تا شب شد و اتفاقا آن شب مهتابی هم بود ساعت نه شب فرمانده به ما گفت که اگر پیچشی در کارتان افتاد سریعا خودتان را داخل آب بیندازید جواد به شوخی گفت هر کار باشد می کنیم ولی آب را نیستیم همه خندیدیم و راه افتادیم به پل که رسیدیم یکایک سنگرها را با نارنجک منفجر کردیم و پل را به تصرف درآوردیم وقتی کار تمام شد آخرهای شب بود و ما به علت خستگی در یکی از همان سنگرها با توجه به خطراتی که بود خوابیدیم بدون این که کسی نگهبانی دهد و این خاطره ی خوبی از آن موقع برای من بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه