شناسه: 135169

خاطرات جنگي

راوی فاطمه فخرآل علی؛ قاسم یکبار برایم تعریف می کرد که در یکی از شبها که از کردستان به سوی منطقه رهسپاد بودیم، در بین راه به عراقیها که جادّه را مسدود کرده بودند برخورد کردیم، آنها در حال پیشرفت بسوی جادّه بودند. ما ماشین را به سمتی کشیده و کف ماشین بطوریکه دیده نمی شدیم دراز کشیده بودیم. عراقیها از آنجا دور شده بودند و اینگونه نمومه اعجازهای غیبی را مشاهده نمودیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه