شناسه: 135211

عشق شهادت؛

حسین آتشکار:
آخرین مرخصی که مهدی آمده بود، دید که جلوی درب حیاط صمیمی ترین دوستش، پرچم سیاه زده اند. که خیلی ناراحت شد و وقتی به خانه آمد شروع به گریه کردن نمود. وقتی علتش را پرسیدم گفت: من و اصغر با هم به جبهه رفتیم و با یکدیگر عهد بسته بودیم که یا هر دو با هم شهید شویم یا هیچ کدام. برای همین قصد رفتن به جبهه کرد و گفت: اصغر تو که رفتی من هم می آیم. منتظر باش وقتی به جبهه رفت دیگر بر نگشت و تنها خبر شهادتش را برای مان آوردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه