شناسه: 135962

خواب ورویای دیگران در مورد شهید

به روایت از خاتون شورگشتی : یک بار که بچه ام مریض بود خواب دیدم که از در بیمارستان که وارد شدم دیدم ایشان با لباس مرتبی ایستاده به من گفتم : کجا می روی ؟ گفتم: نز دکتر بعد از ایشان بچه را از من گرفت و گفت: من خودم اورا می برم بعد هم گفتم : خدا به ما دو تا بچه داده یکی از شماست و یکی از من است و یک روز بیشتر طول نکشید که بچه دوم هم فوت شد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه