دستگیری از ضعیفان
به روایت از سکینه غلامی : روزها به من گفت که ساندویچ درست کن وقتی درست می کردم بیرون می رفت . وقتی می گفتم چرا بیرون می روی می گفت : مادر جان یکی از بچه های همسایمان مادرش مرده است . (خدا رحمتش کند ) و نامادری دارد که بیشتر اوقات گرسنه است همیشه برای او غذا می برم .
ثبت دیدگاه