تولد و کودکی
به روایت از طاهره واحدی : « وقتی پدر محمّد - فرزند بزرگ شهید - به شهادت رسید ، وی سه ساله بود و مرتب از من سؤال می کرد که مامان بابا کجا رفته است ، من هم به او می گفتم که به بهشت . باز سؤال کرد که چرا عمو هایم با او نرفته اند ؟ و من جوابی نداشتم . در یکی از روزها که عکس شهید را جلوی خانه ما گذاشته بودند ، در مراسم سالگرد من دیدم که فرزند محمد جلوی عکس بابا زانو زده و به عکس خطاب می کند که بابا جان من تو را دوست دارم و چرا تنها به بهشت رفتی و ما را نبردی . »
ثبت دیدگاه