شناسه: 136002

خواب و رویای شهید

به روایت از محسن عمادی پور: شهید شمس آبادی بعد از پایان یافتن خدمت سربازی با فراهم آوردن مبلغی پول یک ماشین سواری می خرد و مشغول به کار می شود . ولی به خاطر گران شدن سوخت و وسایل یدکی در اوایل انقلاب ماشین خود را در روستا می خواباند و کار نمی کند . در یکی از شبها خوابی می بیند ، مبنی بر اینکه شخصی به ایشان می گوید : شما باید به جهاد بروید و در آنجا مشغول به کار شوید . در یکی از روز های تشییع جنازه که در سبزوار شرکت داشته ، عکس همان شخص را که در خواب دیده بود ، در بین عکسهای شهداء ملاحظه می نماید و بعد از دیدن خواب و تشییع جنازه شهیدی که به خواب او آمده بود ، برای کار به جهاد مراجعه می کند و در مرحله اول به عنوان کارگر ساده بنایی در روستاهای محروم جنوب سبزوار به کار مشغول می شود ولی به خاطر استعداد خاصی که داشته است، خیلی سریع رشد نموده و به عنوان مسئول شوراهای جهاد سبزوار انتخاب می شود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه