حسن برخورد
به روایت از طاهره واحدی : در مورد رفتار با این دو پسرش ، یعنی ، محمود و جواد خیلی با آنها مهربان بوده مثلاً زمانی که از سر کار به خانه بر می گشت به صورت چهار دست و پا قرار می گرفت و آن ما را بر پشت خود سواری می کرد و در اطراف خانه راه می رفت و یا زمانی که به محمد می گفت : بابا برو قرآن را بیاور . جواد هم با آرامی می رفت ، ولی چون محمد بزرگتر بود زودتر قرآن را بر می داشت و می آورد . در نتیجه جواد گریه می کرد . برای اینکه جواد هم ناراحت نشود ، محمد را می بوسید و می گفت : قرآن را ببر و سر جایش بگذار ، تا جواد قرآن را برای من بیاورد .
ثبت دیدگاه