شناسه: 136859

توانايي جسمي رزمي

راوی عباس تیموری : فردی به گردان معرفی شد که خیلی به هیکلش می بالید و او کسی جز شهید علیرضا آزمایش نبود که بعدها فرمانده گردان حزب ا... شد . علیرضا چون کشتی گیر بود به خود اطمینان داشت. روزی همه بچه ها ی گردان را ضربه فنی کرد تا موسی الرضا سر رسید و نفس کشتی باقی نبود . موسی الرضا که تازه فهمیده بود علیرضا خیلی شلوغ کرده گفت : من شب با تو کشتی می گیرم . علیرضا مصّر بود که همین الان. موسی الرضا گفت : نه شب . بالاخره شب مهتابی فرا رسید و علیرضا مغرور و سر افراز وارد گود شد و موسی الرضا هم آمد . همه منتظر بودیم ببیینم چه اتفاقی می افتد . علیرضا رجز خوانی را شروع کرد و موسی الرضا ساکت، آرام و مطمئن جلو رفت و به سرعت زیر پای علیرضا رفت و او را روی سر برده و پایین انداخت به نحوی که علیرضا دیگر بلند نشد . تازه فهمیده بودیم که چرا موسی الرضا شب را برای مبارزه انتخاب کرده بود می خواست تعداد بچه های شاهد خیلی کم باشند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه