شناسه: 136869

توانايي جسمي رزمي

راوی عباس تیموری : یک روز توی خانه آقای رفیعی نشسته بودیم داشت بنایی می کرد یک کامیون شن ریخته بود و یک کامیون آجر، با علی داشتیم این شن ها را سرند می کردیم ما چهار بیل می زدیم می نشستیم تا این که موسی الرضا یزدانی پیدایش شد. بعد از احوال پرسی نشست و یک نگاهی به ما کرد دید ما یک مقدار همچین کجدار مریض بیل را می گیریم بیل را از ما گرفت و ما نشستیم به حرف زدن و ایشان هم شروع کرد به حرف زدن این همین طور بیل را گرفت اصلاً جثه اش هم نشان نمی داد بیل را پر می کرد خیلی فنی تمام این کامیون شن را سرند کرد توی فاصله ی کمتر از نیم ساعت موجود عجیب و غریبی بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه