خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی علی رفیعی : یک شب خواب دیدم با شهید موسی الرضا یزدانی لب هوریم . قایقی آمده بود که دوشیکا رویش نصب کرده بودند . می خواستند بروند جلو آن طرف هور توی قایق شهید یزدانی و محمدیانی و یکی دیگر هم بود . بنا بود من هم با اینها بروم . آمدم بروم آقای یزدانی گفت : نه شما اینجا بمانید . گفتم : بیایم . گفت : نه شما حالا باشید اگر لازم بود خبر می کنیم و رفتند .
ثبت دیدگاه