لحظه و نحوه شهادت
راوی علی اصغر صدوقی : عملیات کربلای پنج که شروع شد اولین گروهی که از گردان رفت حاجی صادقی و ما بودیم که ایشان شهید شد محمد یزدانی از شهادت آقای صادقی مطلع شده بود ایشان گروه دوم بودند که با نیروها آمدند از کنار ما رد شدند اینها رفتند و از سه راهی که در جزیره ماهی بود رد شدند و گفتند ما از پایین می رویم و شما از بالای خاکریز مواظب کانال باشید چند قدمی که رد شدند دیدم با آرپی چی زد حدود 20 دقیقه طول کشید که ما دیگر ایشان را ندیدیم یکی از نیروهایی که با ایشان بود و تیرخورده بود داشت برمی گشت گفتم : یزدانی کجاست ؟ گفت : شهید شد تقریبا" یکساعت طول کشید که ما با بچه هایی که مانده بودیم تو سه راهی ، دیدم یک صدای ضعیفی به گوش میرسه که می گوید : صدوقی خیلی صدا ضعیف بود و من متوجه شدم که کسی دارد از پشت سنگر ما را صدا می زند یک خرده بیشتر گوش کردم دیدم یکی می گوید صدوقی تا ما بالای سرش رفتم دیدم یزدانی است که دراز کشیده است منور که زدند خوب نگاه کردم یواش گفتم محمد آقا گفت : بله . گفتم محمد آقا یزدانی هستی؟ گفت بله وقتی منور زد دیدم یک چیزی به پایش بسته شده است به گمانم که خودش بسته بود یا این که کسی دیگر بسته است داشت خون می زد بالا و دستهایش هم زیر سرش بود و به طرف کربلا دراز کشیده بود بعد گفت : مرا بکشین عقب که من نمی توانم حرکت کنم هر دو پایش هم بسته بود دو سه نفر از بچه ها صدا زدم و تا خاکریز اول آوردنش و از رودخانه ردش کردند و احتمالا" باز دوباره ترکش خورده بود بعد در بیمارستان مطلع شدیم که گفتند یزدانی شهید شده است .
ثبت دیدگاه