خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
یک شب خواب محمد علی را دیدم. داشتم با او در مورد شهادت صحبت می کردم. ناگهان چیزی به ذهنم خطور کرد، از او پرسیدم شما که شهید هستی آیا در آن دنیا شفاعت من را می کنی؟ لبخندی زد و صریح و بدون پرده گفت: معلوم نیست. من خیلی از این حرفش ناراحت شدم. گفتم: دست شما درد نکند. یعنی شما شفاعتم را نمی کنی؟ عیب ندارد، شما فقط شفاعت دوستان بسیجیت را می کنی. محمد علی گفت: آنهایی که از من این تقاضا را داشته اند هیچ کدامشان هنوز اینجا نیامده اند. یک دفعه از خواب بیدار شدم. با خود گفتم: محمد علی جواب درستی به من داد، شفاعت او بستگی دارد به اعمال و رفتار خودمان، او در آن دنیا شفاعت کسی را می کند که لیاقتش را داشته باشد.
ثبت دیدگاه