شناسه: 138339

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

یک بار با بچه ها به همراه محمد علی به محله ای به نام هفت حوض رفته بودیم هر وقت جایی یا بیرون شهری که می رفتیم اوّلین کار محمد بحث نماز بود و سریع به دنبال قبله می گشت. در عین حال آمادگی همه کار را هم داشت. اوّل صبح بچه ها را برای نماز بیدار می کرد و وسایل چایی و صبحانه را تدارک می دید. منظورم با آن وضعیت مجروحش و نقص عضوی که داشت از بچه های دیگر فعال تر و پر شورتر بود و این از خصوصیات شهید نیکنامی بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه