خبر شهادت
مدتی بود بستری بودم و دوران نقاهتم را می گذراندم فکر میکنم محمد علی در تاریخ 15/12/65 بود که به درجه رفیع شهادت رسید. حدوداً هجدهم یا نوزدهم بود که پیکر پاک ایشان به مشهد منتقل شد. دوستان می گفتند: بهتر است که به من خبر داده نشود. چون خودم در بستر بودم و از شرایط خوبی برخوردار نبودم. اما عده ی دیگری از دوستان مخالف بی خبری من بودند و عنوان می کردند اگر الان به فرامرزی اطلاع داده نشود بعداً در ـ روحیه اش تأثیر خواهد گذاشت. بهتر است مطلع شود تا بیاید و وداع آخر را داشته باشد یادم است یکی از برادرها به منزلم آمد و گفت: اگر ممکن است تا مسجد بیائید گفتم: طوری شده است؟ گفت: بیائید بهتر است. معمولاً دوستان بسیجی به دیدن من می آمدند. ناگهان گفتم: از محمد علی چه خبر دارید؟ گفت: اگر بیائید با خبر می شوید. آن موقع بود که شخصاً با خبر شدم. دیگر طاقت تحمل کردن نداشتم. با هر وسیله ای بود خودم را به مسجد رساندم دیدم همه آنجا جمعند عکس ایشان را هم سر در مسجد نصب کرده بودند. برای لحظه ای متوجه هیچ چیز نبودم. یکی از دوستان برایم آب آورد. کمی حالم بهتر شد، بعد جریان را سوال کردم و دوستان نحوه ی به شهادت رسیدن محمد علی را برایم توضیح دادند. از همان جا به همراه چند تن از برادران به معراج شهدا رفتم و سپس جنازه آن شهید بزرگوار را تشییع و به بهشت رضا منتقل کردیم.
ثبت دیدگاه