شناسه: 138377

معجزات جنگ

خانمی که به نام مادر حسین در منزل ما رفت و آمد داشت. مدتی پدرم مریض شد. مادرم مجبور بود در بیمارستان از پدرم پرستاری کند. کمتر می توانست به خانه سر بزند. در طی این مدت مادر حسین از ما مواظبت می کرد. در همین ایام محمد علی یک شب خیلی بی تابی می کرد. مادر حسین برای اینکه او ساکت شود سینه خود را که خشک هم بود در دهان او گذاشت. به قدرت خدا از سینه های خشکیدة این خانم 60 ساله شیر جاری شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه