حرمت والدين
بار آخری که محمد علی می خواست به جبهه برود من خیلی ناراحت بودم. ایشان گفت: پدر ناراحت نباشید. یک ماه دیگر بر می گردم و دیگر هم به جبهه نمی روم. او را تا ایستگاه راه آهن بدرقه کردم. محمد علی رفت و بعد از یک ماه خبر شهادتش را آوردند. همین طور که خودش گفته بود بعد از یک ماه برگشت و برای همیشه پیش ما ماند.
ثبت دیدگاه