شناسه: 138434

خواب و روياي شهادت

راوی محمد حسن نیک عیش: برادرم غلام محمّد نیک عیش قبل از این برای آخرین مرتبه به جبهه اعزام شد و رو به من کرد و گفت : برادر من خواب شهادتم را دیده ام بعد در ادامه خوابش را نقل کرد و گفت : یک روز در منطقة عملیّاتی بودیم که یک دفعه هواپیماهای دشمن آمدند و آن منطقه را بمباران کردند و من هم سریع به بالای یک تپّة بسیار سر سبزی رفتم و از آنجا منطقه را مشاهده می کردم . وقتی در حال پائین آمدن از روی تپّه بودم تعدادی ترکش به سینه ام اصابت کرد ، که یک دفعه از خواب بیدار شدم . زمانیکه جنازة برادرم را دیدم ، ترکش به سینه اش خورده بود .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه