شناسه: 138450

احساس مسؤليت

راوی طیبه عظیمی: یک روز به اتّفاق همسرم (غلام محمّد نیک عیش) جهت زیارت به طرف حرم امام رضا (ع) در حال حرکت بودیم که یکی از دوستان همسرم با ما روبرو شد و در حین صحبتهایش به سپاه و انقلاب و مسائل مربوط به آنها حرفهای غیر منطقی و بی ربط زد . همسرم بلافاصله در داخل خیابان با دوستش برخورد کرد . من به همسرم گفتم : محمّد آقا ، مگر این آقا دوست شما نیست که این طوری با او برخورد می کنید . همسرم گفت : این از خدا بی خبرها هیچ چیز را نمی دانند و نمی فهمند ، به همین دلیل بی خودی (بدون دلیل) برای سپاه و پاسدارها و انقلاب حرف می زنند . بعد به حرم رفتیم و سریع زیارت کردیم و به خانه مان برگشتیم ، امّا همسرم تا چند روز از دست دوستش ناراحت بود .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه