شناسه: 138455

تدبير نظامي و مديريت

راوی طیبه عظیمی: آقای نیک عیش برای اینکه بچه ها را از نظر نظامی آماده کند و به آنها روحیه بدهد ، تصمیم گرفت آماده باشی را اجرا کند . لذا به بچه ها گفت : بروید بخوابید. سپس به بچه های مسئول گفت : بروید کلیه خشابهای اسلحه های برادران را بردارید و در کیسه ای بریزید که امشب قصد دارم آماده باش بزنم ، یکی گفت : چرا خشابهای اسلحه ها را برداریم ؟ ایشان گفت : برای اینکه خدایی ناکرده همدیگر را مورد اصابت گلوله قرار ندهند . نیمه شب از چهار طرف پادگان دستور تیراندازی داد ، بچه ها همه با اسلحه های بدون خشاب در میدان صبحگاه جمع شدند و به دنبال خشاب اسلحه ها می گشتند . ایشان با دیدن این وضعیت گفت : شما می روید می خوابید ، اسلحه و سلاحتان را در جایی قرار می دهید که دشمن به راحتی به آنها دست یابد . شاید امشب منافقی می آمد و اسلحه های شما را بر می داشت و می رفت و ما به شما می گفتیم که آماده باش است یا عملیات است شما بدون اسلحه یا بدون خشاب چه می کردید: یکی از برادران گفت : اشتباه کردیم. ایشان گفت : اشتباه همین ، این را بدانید که دیگر نباید اشتباه بشود .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه