شناسه: 138475

سعه صدر

راوی حسین رضوانی: اوایل انقلاب مابه فرماندهی آقای نیک عیش جهت ماموریتی عازم اسفراین شدیم در آنجاسپاه به آن صورت تشکیل نشده بود و فقط 2،3 نفر از برادران بسیجی با ما همکاری می کردند چون منطقه ، منطقه خانمها بود مردم به تشکیل سپاه جواب نمی دادند این ماموریت طی حکمی به درخواست امام جمعه وقت اسفراین برای گرفتن جهاد از پرسنل آن ابلاغ شده بود زیرا بین جهاد و امام جمعه اختلافاتی پیش آمده بود و امام جمعه وقت ازسپاه درخواست کرده بود که وارد عمل شود و جهاد از پرسنل آن حتی با درگیری مسلحانه هم که شده بگیرند آقای نیک عیش با برادرها جلسه گذاشت و گفت : برادران ، ما بایدبه صورتی وارد عمل شویم و با آنها برخورد کنیم که ازماناراحت نشوند و امام جمعه هم ناراحت نشود ودرضمن به حالتی نباشد که پرسنل جهاد بخواهند مقاومت کنند که منجر به تیراندازی شود یا مشکل خاص دیگری پیش بیاید لذا مقداری درانجام این حکم وقفه پیش آمد ودرعرض همان مدت امام جمعه چندین نامه نوشت وتلفن زد و گفت : اگر جهاد رانگیرید من به تهران ودفتر امام و همه جا می نویسم که شمافرمان نماینده ولی فقیه را انجام ندادید ولغو ماموریت کردیدمن دستور می دهم که این کار را انجام دهید آقای نیک عیش نیز در این فاصله با حوصله وصبر خاص با مسئولین جهاد درمشهد تماس گرفت و با آنها صحبت کرد و برادران جهاد هم با صحبت ایشان راضی نمی شدند درعرض 24 ساعت جهاد راخالی و تخلیه کنند تا سپاه درآنجا مستقر شود و بالاخره جهاد تحویل سپاه شد. اگر آقای نیک عیش آن روز می خواست به دستور امام جمعه وقت عمل نکند باید درگیر می شد و ناچار با تیراندازی و برنامه هایی از قبیل وارد جهاد می شد ولی ایشان با صبر و هماهنگی های لازم مسئله راحل کرد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه