تلاش و پشتکار
راوی علی پرهیزی : من و عباسعلى بچه یک روستا بودیم یک روز که با هم آب مىگرفتیم و رادیو جیبى مان روشن بود به خاطر علاقه زیادى که به جبهه داشتیم اخبار را دنبال مىکردیم اواخر سال 59 سال که امام دستور دادند جبهه را پر کنید ومصر آبادان باید شکسته شود ناگهان عباسعلى گفت على بیا برویم جبهه فکر کردم شوخى مىکند گفتم جبهه کجا ما کجا ما که بلد نیستیم با اسلحه کار کنیم بالاخره با پیگیرى ایشان بعد از چند روزى در مشهد به آموزش اعزام شدیم و بعد اولین اعزاممان به منطقه جنوب کگشور بود که رفتیم.
ثبت دیدگاه