خاطرات نحوه مجروحيت
راوی ن. م. طلابیگی : دخاطره ای که از شهید نظری مد نظر من است را می خواهم برایتان باز گویم : او فردی بسیار شوخ طبع بود و ما هم با او بسیار شوخی می کردیم . یکی از گلوله های دشمن گویی که پیامی برای ما آورده باشد صفیر کشان به سوی خط ما می آمد ، ایشان به محض شنیدن صدای سوت خمپاره خیز رفته اند ولیکن من این عمل را انجام ندادم . وقتی که او خیز می رود ، یک ترکش از آن آخرین ترکش های گلوله که سرد هم شده بود محکم به کمر شهید نظری اصابت می کرد شهید از کسرت درد قرمز می گردد ، بعد از کربلای یک در عملیات کربلای دو در منطقه حاج عمران منطقه ای که شهید کاوه در آن به شهادت رسیده بودند عملیاتی قرار بود در آنجا انجام گردد بچه های تخریب جلو تر به آنجا رفته بودند و قرار بود ما بعداً به آنجا برویم ولی چون عملیات در آنجا به مرحله اجراء در نیامد یک تعداد از بچه ها به شهادت رسیدند ، تعدادی به اسارت رفتند و یک تعداد از بچه ها به زخمی به عقبه منتقل شدند و تعدادی هم سالم برگشتند . ولی ما در عقبه مانده بودیم و به خط منتقل نشده بودیم .
ثبت دیدگاه