سرکشي از خانواده شهدا
راوی زهرا اسدا.. قشقایی : وقتی عموجان شهید شده بود برای شرکت در مراسم او به تهران رفته بودیم. هنگام ناهارخوردن در مجلس شهید فردی به شهدا توهین می کند. امیر آنجا حضور داشته و به او چیزی نگفته. اما وقتی ناهار تمام شده گاز اشک آوری را از جیبش درآورده و مقداری مواد به دستش کشیده، بلند شد و رفت تا با آن فرد توهین کننده روبوسی کند. در حین روبوسی کردن و ابراز تشکر و تقدیر از صحبتهایی که کرده بود، امیر دست آلوده به گاز اشک آور را به صورت آن مرد می مالد. با مالیدن دست سوزش شدیدی در صورت آن فرد ایجاد می شود بعد از چند لحظه ای امیر به او می گوید: برو صورت خود را بشوی تا خوب شود. وقتی صورتش را می شوید سوزشش زیادتر می شود به نحوی که اشکهایش جاری و چشمهایش قرمز می شود. این عکس العمل شهید در برابر او بود بدون اینکه حرفی بزند. بعدا" به او گفت: شما آمدی در مجلس شهید شرکت کردی، نان شهید را می خوری و به شهید توهین می کنی؟
ثبت دیدگاه