شناسه: 139500

حسن برخورد

راوی علیرضا دلبریان : در سال 63 قرار بود به اتّفاق امیر نظری و تعدادی از نیروهای رزمنده به ملاقات یکی از آقایان علمای قم برویم، در صف ایستاده بودیم که سردار رضایی (فرماندة کلّ سپاه) را دیدیم که می خواست سوار ماشین شود، آقای نظری با دیدن سردار رضایی از صف جدا شد و خودش را به نگهبان ایشان رساند و ضمن بوسیدن صورتش با زدن لبخندی او را راضی کرد که برای لحظه ای بگذارد، سردار رضایی را ببیند. نگهبان به او اجازه داد و رفت با سردار رضایی دست داد و احوالپرسی می کرد و به طرف بچّه ها اشاره کرد ظاهراً از سردار رضایی می خواست که بیاید و برای نیروهای تخریبچی چند لحظه ای صحبت کند. سردار رضایی وقتی برخورد فعّال و مناسب ایشان را دید، قبول کرد. یک دفعه دیدیم آقای نظری آمد و گفت : بچّه ها پشت درب خیابان بنشینید، آقای رضایی دارد می آید که برای شما صحبت کند. سردار رضایی آمدند و با کمال میل برای بچه های اطّلاعات عملیّات و تخریب سخنرانی کرد و این سخنرانی نیروها را حسابی شارژ کرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه