شناسه: 140290

عشق شهادت

راوی مرتضی سید زادگان : سال 65 زمانیکه من به جبهه اعزام شده بودم اتفاقاً با حاج احمد نجاریان در یک منطقه بودیم . یک روز حاج احمد مرا صدا زد و گفت : آقای سید زادگان ، سید جان ، می دانی از تو چه می خواهم .گفتم : نه ،بفرمائید گفت :چون فردا ما داریم می رویم آمده ام از شما خداحافظی کنم.سید جان ،یک راهی است که اشخاص کم به انتهای آن می رسند دعا کن حالا که من دارم میروم به انتهای آن برسم.وزمانی که در حال نبرد با دشمن هستم یک فشنگ هم شده بیاید و همینجور به من بخورد و قلبم را متلاشی کند و به آرزویم برسم .سپس خداحافظی کرد و رفت .بعد از اینکه خبر شهادت حاج احمد آقا را شنیدم به معراج رفتم وقتی جنازه ایشان را دیدم ،متوجه شدم یک تیری به سینه حاج احمد آقا خورده و از پشت قلبشان را متلاشی کرده است .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه