خواب و روياي شهادت
راوی محمد نجاریان کرمانی : روزی که پدرم برای آخرین بار می خواست به جبهه برود من آن موقع پسر بچه ای 13 ساله بودم. پدرم قرآن را از داخل خانه برداشت و جلوی پله ها قرآن را باز کرد و یک صفحه را خواند و معنی کرد. سپس رو به من کرد و گفت : پسرم، فکر نکنم که من دوباره برگردم.
ثبت دیدگاه