امر به معروف و نهي از منکر
راوی محمود نجاریان کرمان : یک روز به اتفاق برادرم حاج احمد نجاریان و تعدادی از برادران دیگر از خط مقدم به عقب برمی گشتیم . در طول مسیر به یک قهوه خانه رسیدیم و بچه ها برای استراحت پیاده شدند . یکی از برادران بسیجی که مسئول تدارکات بود با آبدارچی آن قهوه خانه برخورد کوچکی داشت . حاج احمد احساس کردند که مقصّر مسئول تدارکات است که دارد با تندی پرخاش می کند . جلو رفت و گفت : شما چطور لباس مقدس بسیج را به تن کرده اید بباید خیلی مراقب اعمال و رفتارت باشی تا دیگران احساس نکنند که می خواهی با این لباس مقدس سوء استفاده کنی .
ثبت دیدگاه