خاطرات سياسي
راوی محمد نجاتی : یک روز قبل از انقلاب من و قدیر و پسر خودم با موتور سیکلت رفته بودیم کاشمر وقتی در حال عبور از داخل شهر بودیم مشاهده کردیم مردم در حال تظاهرات هستند یکدفعه دیدم قدیر و پسرم درترک موتور شروع به شعار دادن نمودند وبر علیه شاه شعار می دهند .
ثبت دیدگاه