شناسه: 140910

عشق به جهاد

راوی غلامعلی میری : یکی از همرزمان برادرم علی گفت : یکروز که بچه ها توی سنگر داشتند کمپوت می خوردند وقتی علی آمد یکی از بچه ها کمپوتی برای ایشان باز کرد وگفت : برادر میری بیا این کمپوت را بخور ولی علی گفت : الان وقت ندارم علی به خاطر جدیتی که داشت کارش را به اندازه یک کمپوت خوردن هم معطل نمی کرد و حواسش روی عملیات و جنگ بود .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه