صبر و تحمل و توصيه به آن
راوی ربابه خادمی : به یاد دارم یکباره به همراه خانواده ی آقای قراقی با هواپیما به اهواز رفتیم و بعد از چند روز همسرم به منزل آمد و گفت : که آقای قراقی به شهادت رسید چون من از شنیدن این خبر خیلی گریه کردم ایشان به من گفت : فکر می کردم شما خیلی صبور هستید پس اگر خبر شهادت مرا بشنوی چه می کنی ؟
ثبت دیدگاه